چرا وایکینگ ها آمریکای شمالی را ترک کردند؟

چرا وایکینگ ها آمریکای شمالی را ترک کردند؟
David Meyer

وایکینگ‌ها برای قرن‌ها بخشی از تاریخ بشر بوده‌اند و اثری محو نشدنی در بسیاری از فرهنگ‌ها و مکان‌ها بر جای گذاشته‌اند. با این حال، رازی که مدت‌ها مورخین را گیج کرده این است که چرا آنها آمریکای شمالی را ترک کردند.

از مستعمرات اسکاندیناوی خود در گرینلند تا سکونتگاه‌های غربی آنها در نزدیکی L'Anse aux Meadows، نیوفاندلند و سواحل لابرادور، سؤالات بی‌پاسخ زیادی پیرامون آن وجود دارد. خروج آنها

همچنین ببینید: آیا رومی ها در مورد ژاپن می دانستند؟

با این حال، اکتشافات باستان شناسی اخیر این سوال دیرینه را روشن کرده است، و کارشناسان اکنون می توانند چند نظریه جالب در مورد اینکه چرا وایکینگ ها و گرینلندهای نورس ترک کردند، ارائه دهند.

دلایل آن عبارتند از: تغییرات آب و هوایی، سختی زمین، و درگیری با قبایل محلی. 8>

سکونتگاه نورس گرینلند و سرزمین اصلی آمریکای شمالی یکی از مشهورترین داستان های اکتشاف قبل از کلمب است.

همانطور که کلمب آمریکا را کشف کرد، لیف اریکسون نیز اولین سکونتگاه وایکینگ ها را در گرینلند کشف کرد و در آن ساکن شد. گسترش وایکینگ ها امکان پذیر بود - به لطف فناوری پیشرفته دریانوردی آنها - به آنها این امکان را می داد که در برابر آب های خائنانه اقیانوس اطلس شمالی شجاع باشند.

سکونتگاه های گرینلند نورس در حدود سال 985 پس از میلاد زمانی که Eirik Thorvaldsson از ایسلند به سمت غرب حرکت کرد و برای اولین بار فرود آمد آغاز شد. و در گرینلند ساکن شد. دیگر مهاجران اسکاندیناوی به زودی او را دنبال کردند و بیش از آنقرن‌ها، این سکونتگاه شکوفا شد و یک جامعه کشاورزی و ماهیگیری پر رونق ایجاد شد.

حماسه‌های ایسلندی می‌گویند که چگونه این مهاجران در جستجوی طلا و نقره به غرب تا نیوفاندلند رسیدند. با این حال، هیچ مدرکی مبنی بر اینکه آنها تا به حال با بومیان آمریکا روبرو شده اند یا در سرزمین اصلی آمریکای شمالی ساکن شده اند وجود ندارد.

محل های تایید شده اسکاندیناوی امروزه در گرینلند و مکان های شرق کانادا مانند Meadows یافت می شود. حماسه های اسکاندیناوی برخورد با بومیان آمریکا را در جزایر بافین و در ساحل غربی کانادا توصیف می کنند.

Godthåb در گرینلند، c. 1878

Nationalmuseet – موزه ملی دانمارک از دانمارک، CC BY-SA 2.0، از طریق Wikimedia Commons

سکونتگاه های L'Anse aux Meadows

این سکونتگاه وایکینگ ها توسط هلگه اینگستاد کاشف نروژی در در سال 1960 و برای اولین بار در حدود 1000 پس از میلاد اشغال شد و احتمالاً چند دهه قبل از رها شدن آن دوام آورد. [1]

اعتقاد بر این است که این سکونتگاه پایگاهی برای اکتشافات بیشتر در سواحل کانادا بوده است، اما دلیل رها شدن آن هنوز مشخص نیست. پیدا کردن یک بندر مناسب برای آنها دشوار است. پس از فرود، آنها با مردم بومی به نام Beothuks روبرو شدند که بعداً نقش مهمی در حماسه های آنها ایفا کردند.

به غیر از حضور وایکینگ ها در گرینلند، این تنها سایت اسکاندیناوی تایید شده در این است.منطقه.

استقرار شرقی در جزیره بافین

کاوشگران نورسی بعدها از این مکان به جزایر بافین و احتمالاً حتی بیشتر در غرب در امتداد ساحل کانادا گسترش یافتند.

طبق حماسه‌های نورس، لیف اریکسون، پسر پادشاه نروژ، منطقه‌ای را که وینلند می‌نامیدند (که احتمالاً در نیوانگلند امروزی بوده است) کاوش کرد و انگورهای وحشی، سنگ‌های تخت و ابزار آهنی پیدا کرد. .

روابط بین اسکاندیناوی‌ها و بومیان آمریکا اغلب خصمانه بود، همانطور که در حماسه‌های ایسلندی توضیح داده شد، بنابراین بعید است که سکونتگاه‌هایی فراتر از نیوفاندلند ایجاد شده باشد.

سکونتگاه غربی

در اواسط قرن چهاردهم، تمام سکونتگاه های نورس متروکه شده بود. نمی توان دانست که چه چیزی باعث افول این مستعمرات شده است. نقاشی از Oscar Wergeland (1909)

Oscar Wergeland، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

معروف ترین سکونتگاه اسکاندیناوی در نزدیکی L'Anse aux Meadows واقع شده است، که اعتقاد بر این است که در این مکان اشغال شده است. حداقل چند دهه این سایت به مهاجران اسکاندیناوی امکان دسترسی به منابع ارزشمندی مانند یخ دریا، عاج ماهی‌های دریایی و الوار را می‌دهد که می‌توان از آنها استفاده کرد یا در بازارهای اروپایی فروخت. [2]

همچنین ببینید: نماد ماه نارنجی (9 معنی برتر)

با این حال، احتمالاً تغییرات آب و هوایی و منابع رو به کاهش، مانند عاج فالوس، نقش داشته است. ولیاسکان آنها دوام نیاورد. با این وجود، آنها میراث ماندگاری در فرهنگ آمریکای شمالی از طریق داستان‌های اکتشاف و اکتشافات خود به جا گذاشتند، که امروزه نیز جشن گرفته می‌شود.

تغییرات اقلیمی و عصر یخبندان کوچک

یکی از دلایل احتمالی وایکینگ‌ها ترک آمریکای شمالی به دلیل تغییرات آب و هوایی است، به ویژه در دوره ای که به عنوان عصر یخبندان کوچک (1400-1800 پس از میلاد) شناخته می شود.

در این زمان، میانگین دما در گرینلند و اروپا به طور قابل توجهی کاهش یافت، که ممکن است باعث کاهش منابعی مانند ماهی و الوار لازم برای بقای مهاجران نورس.

این می‌تواند آنها را مجبور به ترک سکونتگاه‌های خود در گرینلند و L'Anse aux Meadows کند و تنها سکونتگاه‌های کوچکی در جزایر بافین باقی بماند. [3]

اگرچه سکونتگاه‌های آنها دوام نیاورد، آنها مرز جدیدی را برای اروپایی‌ها گشودند و آنها را با فرهنگ کاملاً متفاوتی آشنا کردند.

اختلال در تجارت و منابع

یکی دیگر از دلایل احتمالی وایکینگ ها آمریکای شمالی را ترک کردند، اختلال در تجارت و منابع بود. با ظهور اروپا در قرون وسطی، بازرگانان وایکینگ مجبور بودند با قدرت های بزرگ اروپایی برای دسترسی به منابعی مانند ماهی، برداشت چوب و سنگ معدن رقابت کنند.

این ممکن است آنها را مجبور به کاهش فعالیت های خود در شمال کرده باشد. آمریکا یا به دلیل نبود راه های تجاری سودآور، شهرک های خود را به کلی رها می کنند.

مذهبی و فرهنگیتفاوت ها

تصور هنرمند از اولاف تریگواسون پادشاه نروژ

پیتر نیکولای آربو، مالکیت عمومی، از طریق Wikimedia Commons

مهاجران نورس نیز ممکن است به دلیل تفاوت های مذهبی و فرهنگی رانده شده باشند. بوميان آمريكايي كه با آنها مواجه شدند، باورها و ارزش هاي متمايز خود را داشتند كه ممكن است با جهان بيني آنها در تضاد بوده باشد.

این می‌تواند منجر به عدم اعتماد بین دو گروه و در نهایت به درگیری شود. با کمبود منابع و چشم‌انداز خصمانه، ممکن است مهاجران نتوانند خود را حفظ کنند یا جمعیت خود را افزایش دهند.

سایر عوامل

علاوه بر تغییرات آب و هوا، اختلال در تجارت، و تفاوت‌های فرهنگی ، ممکن است عوامل دیگری نیز وجود داشته باشد که منجر به کاهش سکونتگاه های نورس در آمریکای شمالی شده است. اینها می تواند شامل تغییرات در اقتصاد جهانی یا پویایی قدرت سیاسی، بیماری و قحطی، و بلایای طبیعی مانند خشکسالی یا سیل باشد. آنها بخش مهمی از تاریخ به عنوان دوره ای از کاوش و اکتشاف باقی می مانند که چشم انداز فرهنگی را که امروزه می شناسیم شکل داده است.

شواهد باستان شناسی نشان می دهد که ممکن است به دلیل ترکیبی از عوامل، از جمله تغییر آب و هوا، اختلال بوده باشد. تجارت ومنابع، روابط خصمانه با قبایل بومی آمریکا و غیره. در نهایت، دلیل واقعی خروج آنها احتمالا ناشناخته باقی خواهد ماند.

با این وجود، میراث و داستان های آنها در حافظه جمعی ما باقی می ماند و به عنوان یادآوری شاهکارهای باورنکردنی توسط اجداد ما در تلاش برای کشف انجام می شود.<1




David Meyer
David Meyer
جرمی کروز، یک مورخ و مربی پرشور، ذهن خلاقی است که در پس وبلاگ جذاب برای دوستداران تاریخ، معلمان و دانش آموزان آنها قرار دارد. جرمی با عشقی عمیق به گذشته و تعهدی تزلزل ناپذیر به گسترش دانش تاریخی، خود را به عنوان منبع قابل اعتماد اطلاعات و الهام معرفی کرده است.سفر جرمی به دنیای تاریخ در دوران کودکی او آغاز شد، زیرا او مشتاقانه هر کتاب تاریخی را که به دستش می رسید می خورد. او که مجذوب داستان های تمدن های باستانی، لحظات مهم در زمان، و افرادی بود که دنیای ما را شکل دادند، از همان دوران کودکی می دانست که می خواهد این اشتیاق را با دیگران به اشتراک بگذارد.جرمی پس از اتمام تحصیلات رسمی خود در تاریخ، شغل معلمی را آغاز کرد که بیش از یک دهه طول کشید. تعهد او به پرورش عشق به تاریخ در میان شاگردانش تزلزل ناپذیر بود، و او پیوسته به دنبال راه‌های نوآورانه برای درگیر کردن و مجذوب کردن ذهن‌های جوان بود. او با شناخت پتانسیل فناوری به عنوان یک ابزار آموزشی قدرتمند، توجه خود را به حوزه دیجیتال معطوف کرد و وبلاگ تاریخ تأثیرگذار خود را ایجاد کرد.وبلاگ جرمی گواهی بر تعهد او برای قابل دسترسی و جذاب کردن تاریخ برای همه است. او از طریق نوشتن شیوا، تحقیقات دقیق و داستان سرایی پر جنب و جوش خود، به وقایع گذشته روح می بخشد و به خوانندگان این امکان را می دهد تا احساس کنند که گویی شاهد وقوع تاریخ هستند.چشم هایشان. خواه این یک حکایت نادر شناخته شده باشد، چه تحلیلی عمیق از یک رویداد تاریخی مهم، یا کاوشی در زندگی شخصیت های تاثیرگذار، روایت های گیرا او طرفداران اختصاصی را به خود جلب کرده است.جرمی فراتر از وبلاگ خود، همچنین به طور فعال در تلاش‌های مختلف حفاظت از تاریخی مشارکت دارد و با موزه‌ها و جوامع تاریخی محلی همکاری نزدیک دارد تا اطمینان حاصل شود که داستان‌های گذشته ما برای نسل‌های آینده محافظت می‌شود. او که به خاطر سخنرانی‌های پویا و کارگاه‌های آموزشی برای سایر معلمان شناخته می‌شود، دائماً تلاش می‌کند تا دیگران را برای کاوش عمیق‌تر در ملیله‌های غنی تاریخ ترغیب کند.وبلاگ جرمی کروز به عنوان شاهدی بر تعهد تزلزل ناپذیر او برای قابل دسترسی، جذاب و مرتبط کردن تاریخ در دنیای پرشتاب امروز است. او با توانایی عجیب خود در انتقال خوانندگان به قلب لحظات تاریخی، همچنان به پرورش عشق به گذشته در بین علاقه مندان به تاریخ، معلمان و دانش آموزان مشتاق آنها ادامه می دهد.