شهر ممفیس در دوران مصر باستان

شهر ممفیس در دوران مصر باستان
David Meyer

افسانه ها حاکی از آن است که پادشاه منس (حدود 3150 قبل از میلاد) ممفیس را در سال 2018 تأسیس کرد. 3100 قبل از میلاد سایر سوابق باقی مانده، ساخت ممفیس را به جانشین هورآها منس نسبت می دهند. افسانه ای وجود دارد مبنی بر اینکه هور آها چنان ممفیس را تحسین می کرد که بستر رودخانه نیل را منحرف کرد تا دشت وسیعی برای ساخت و ساز ایجاد کند. پادشاهی (حدود 2613-2181 پ.م.) ممفیس را پایتخت خود قرار داد و از شهر فرمانروایی کرد. ممفیس بخشی از پادشاهی مصر سفلی بود. با گذشت زمان، به یک مرکز مذهبی قدرتمند تبدیل شد. در حالی که شهروندان ممفیس خدایان زیادی را می پرستیدند، سه گانه الهی ممفیس شامل خدای پتاه، سخمت همسرش و پسرشان نفرتم بود.

واقع در ورودی دره رود نیل در نزدیکی دره رود نیل. فلات جیزا، نام اصلی ممفیس Hiku-Ptah یا Hut-Ka-Ptah یا "عمارت روح Ptah" نام یونانی مصر بود. وقتی به یونانی ترجمه شد، Hut-Ka-Ptah به "Aegyptos" یا "Egypt" تبدیل شد. اینکه یونانی ها کشور را به افتخار یک شهر نامگذاری کردند، نشان دهنده شهرت، ثروت و نفوذی است که ممفیس اعمال کرده است.

بعدها به خاطر دیوارهای آجری با رنگ سفیدش به نام Inbu-Hedj یا "دیوارهای سفید" شناخته شد. در دوره پادشاهی قدیم (حدود 2613-2181 پ.

حقایقی درباره ممفیس

  • ممفیس یکی از قدیمی‌ترین و تأثیرگذارترین شهرهای مصر باستان بود
  • ممفیس در سال 1394 تأسیس شد. 3100 قبل از میلاد توسط پادشاه منس (حدود 3150 ق. م.) که مصر را متحد کرد
  • دوران سلسله اولیه مصر (حدود 3150-2613 پ>
  • نام اصلی آن Hut-Ka-Ptah یا Hiku-Ptah بود. بعدها آن را Inbu-Hedj یا "دیوارهای سفید" نامیدند
  • "ممفیس" نسخه یونانی کلمه مصری Men-nefer یا "پایدار و زیبا" است
  • افزایش برتری اسکندریه به عنوان یک مرکز تجاری و گسترش مسیحیت به متروک شدن و زوال ممفیس کمک کرد.

پایتخت پادشاهی قدیم

ممفیس پایتخت پادشاهی قدیم باقی ماند. فرعون اسنفرو (حدود 2613-2589 قبل از میلاد) هنگامی که شروع به ساخت اهرام مشخص خود کرد، از ممفیس حکومت کرد. خوفو (حدود 2589-2566 ق.م)، جانشین اسنفرو هرم بزرگ جیزه را ساخت. جانشینان او، خفره (حدود 2558-2532 پ.م.) و منکور (حدود 2532-2503 پ. منابع و نیروی کار عظیم مورد نیاز برای ساخت مجتمع های هرمی را هماهنگ کنید.

ممفیس در طول پادشاهی قدیم به گسترش خود ادامه داد و معبد پتاه خود را به عنوان مرکز اصلی نفوذ مذهبی با بناهایی که به افتخار خدا در سراسر دوران ساخته شده بود، تثبیت کرد.شهر.

پادشاهان سلسله ششم مصر با اندکی محدودیت منابع، قدرت خود را به طور پیوسته از بین می برد و فرقه Ra همراه با نومارک های ناحیه ثروتمندتر و تأثیرگذارتر می شد. زمانی اقتدار قابل توجه ممفیس کاهش یافت، به ویژه زمانی که خشکسالی منجر به قحطی شد که دولت ممفیس نتوانست در طول سلطنت پپی دوم (حدود 2278-2184 قبل از میلاد) کاهش دهد و باعث فروپاشی پادشاهی قدیم شد.

رقابت با تبس

ممفیس به عنوان پایتخت مصر در دوره پرتلاطم اول میانی مصر (حدود 2181-2040 قبل از میلاد) بود. سوابق باقی مانده نشان می دهد که ممفیس در طول سلسله های هفتم و هشتم پایتخت بوده است. پایتخت فرعون تنها نقطه تداوم پادشاهان قبلی مصر بود.

فرمانداران محلی یا نومارک ها مستقیماً و بدون نظارت مرکزی بر مناطق خود حکومت می کردند. در اواخر سلسله هشتم یا اوایل سلسله نهم، پایتخت به هراکلئوپولیس منتقل شد.

هنگامی که اینتف اول (حدود 2125 پیش از میلاد) به قدرت رسید تبس به یک شهر منطقه ای کاهش یافت. Intef I قدرت پادشاهان هراکلوپولیس را مورد مناقشه قرار داد. وارثان او استراتژی او را حفظ کردند، تا اینکه منتوهوتپ دوم (حدود 2061-2010 پ. حتی در دوران افول پادشاهی میانه در طول سلسله سیزدهم، فراعنهادامه ساخت بناها و معابد در ممفیس. در حالی که پتاه توسط فرقه آمون تحت الشعاع قرار گرفته بود، پتاح خدای حامی ممفیس باقی ماند.

ممفیس در طول پادشاهی جدید مصر

پادشاهی میانی مصر به دوره تقسیم‌بندی دیگری که به عنوان دوره میانی دوم شناخته می‌شود، تبدیل شد. حدود 1782-1570 قبل از میلاد). در این مدت قوم هیکسوس که در آواریس مستقر بودند بر مصر سفلی حکومت می کردند. آنها به ممفیس یورش بردند و خسارات قابل توجهی به شهر وارد کردند.

احموس اول (حدود 1570-1544 ق.م) هیکسوس ها را از مصر بیرون راند و پادشاهی جدید را تأسیس کرد (حدود 1570-1069 ق.م). ممفیس بار دیگر نقش سنتی خود را به عنوان یک مرکز تجاری، فرهنگی و مذهبی بر عهده گرفت و خود را به عنوان دومین شهر مصر پس از تبس، پایتخت تثبیت کرد.

همچنین ببینید: 10 گل برتر که نماد مادر بودن هستند

اهمیت مذهبی پایدار

ممفیس همچنان از اعتبار قابل توجهی برخوردار بود حتی پس از افول پادشاهی جدید و ظهور سومین دوره میانی (حدود 1069-525 پ.م.) در ج. 671 پیش از میلاد، پادشاهی آشور به مصر حمله کرد، ممفیس را غارت کرد و اعضای برجسته جامعه را به پایتخت خود نینوا برد.

وضعیت مذهبی ممفیس پس از تهاجم آشوری‌ها باعث بازسازی آن شد. ممفیس به عنوان یک مرکز مقاومت در مخالفت با اشغال آشور ظاهر شد و باعث ویرانی بیشتر آشوربانیپال در تهاجم او به قرن بیستم شد. 666 پ.م.

وضعیت ممفیس به‌عنوان یک مرکز مذهبی باعث شد که تحت سلسله بیست و ششم (664 تا 525 پیش از میلاد) فراعنه سایتی احیا شود.خدایان مصر، به ویژه پتاح، جذابیت خود را برای پیروان فرقه حفظ کردند و بناهای تاریخی و زیارتگاه‌های دیگری ساخته شدند. ۵۲۵ پیش از میلاد و ممفیس را که پایتخت ساتراپی مصر ایرانی شد، تصرف کرد. در ج. 331 قبل از میلاد اسکندر مقدونی ایرانیان را شکست داد و مصر را فتح کرد. اسکندر خود را در ممفیس تاج فرعون کرد و خود را با فراعنه بزرگ گذشته همراه کرد.

سلسله یونانی بطلمیوسی (حدود 323-30 پیش از میلاد) اعتبار ممفیس را حفظ کرد. بطلمیوس اول (حدود 323-283 قبل از میلاد) جسد اسکندر را در ممفیس دفن کرد.

همچنین ببینید: حکومت در قرون وسطی

زوال ممفیس

زمانی که سلسله بطلمیوس به طور ناگهانی با مرگ ملکه کلئوپاترا هفتم (69-30 قبل از میلاد) پایان یافت. ) و الحاق مصر توسط روم به عنوان یک استان، ممفیس تا حد زیادی فراموش شد. اسکندریه با مراکز آموزشی بزرگش که توسط بندری پررونق پشتیبانی می‌شد، به زودی به عنوان پایگاه اداره مصر رم ظاهر شد.

هنگامی که مسیحیت در قرن چهارم میلادی گسترش یافت، تعداد کمتری از افراد معتقد به آیین‌های بت پرستی مصر از معابد باشکوه ممفیس بازدید کردند. زیارتگاه های قدیمی افول ممفیس ادامه یافت و هنگامی که مسیحیت در قرن پنجم میلادی به دین اصلی در سراسر امپراتوری روم تبدیل شد، ممفیس تا حد زیادی متروکه بود.

پس از تهاجم اعراب در قرن هفتم پس از میلاد، ممفیس به یک ویرانه تبدیل شد. ساختمانهای عظیم غارت شده برای سنگ برای پایه هایساختمانهای جدید.

تأمل در گذشته

در سال 1979 ممفیس توسط یونسکو به عنوان مکانی با اهمیت فرهنگی به فهرست میراث جهانی خود اضافه شد. حتی پس از کنار گذاشتن نقش خود به عنوان پایتخت مصر، ممفیس یک مرکز مهم تجاری، فرهنگی و مذهبی باقی ماند. جای تعجب نیست که اسکندر مقدونی خودش را فرعون تمام مصر در آنجا تاجگذاری کرده است.

تصویر سربرگ با حسن نیت ارائه شده: فرانک مونیر (باخا) [CC BY-SA 3.0]، از طریق Wikimedia Commons




David Meyer
David Meyer
جرمی کروز، یک مورخ و مربی پرشور، ذهن خلاقی است که در پس وبلاگ جذاب برای دوستداران تاریخ، معلمان و دانش آموزان آنها قرار دارد. جرمی با عشقی عمیق به گذشته و تعهدی تزلزل ناپذیر به گسترش دانش تاریخی، خود را به عنوان منبع قابل اعتماد اطلاعات و الهام معرفی کرده است.سفر جرمی به دنیای تاریخ در دوران کودکی او آغاز شد، زیرا او مشتاقانه هر کتاب تاریخی را که به دستش می رسید می خورد. او که مجذوب داستان های تمدن های باستانی، لحظات مهم در زمان، و افرادی بود که دنیای ما را شکل دادند، از همان دوران کودکی می دانست که می خواهد این اشتیاق را با دیگران به اشتراک بگذارد.جرمی پس از اتمام تحصیلات رسمی خود در تاریخ، شغل معلمی را آغاز کرد که بیش از یک دهه طول کشید. تعهد او به پرورش عشق به تاریخ در میان شاگردانش تزلزل ناپذیر بود، و او پیوسته به دنبال راه‌های نوآورانه برای درگیر کردن و مجذوب کردن ذهن‌های جوان بود. او با شناخت پتانسیل فناوری به عنوان یک ابزار آموزشی قدرتمند، توجه خود را به حوزه دیجیتال معطوف کرد و وبلاگ تاریخ تأثیرگذار خود را ایجاد کرد.وبلاگ جرمی گواهی بر تعهد او برای قابل دسترسی و جذاب کردن تاریخ برای همه است. او از طریق نوشتن شیوا، تحقیقات دقیق و داستان سرایی پر جنب و جوش خود، به وقایع گذشته روح می بخشد و به خوانندگان این امکان را می دهد تا احساس کنند که گویی شاهد وقوع تاریخ هستند.چشم هایشان. خواه این یک حکایت نادر شناخته شده باشد، چه تحلیلی عمیق از یک رویداد تاریخی مهم، یا کاوشی در زندگی شخصیت های تاثیرگذار، روایت های گیرا او طرفداران اختصاصی را به خود جلب کرده است.جرمی فراتر از وبلاگ خود، همچنین به طور فعال در تلاش‌های مختلف حفاظت از تاریخی مشارکت دارد و با موزه‌ها و جوامع تاریخی محلی همکاری نزدیک دارد تا اطمینان حاصل شود که داستان‌های گذشته ما برای نسل‌های آینده محافظت می‌شود. او که به خاطر سخنرانی‌های پویا و کارگاه‌های آموزشی برای سایر معلمان شناخته می‌شود، دائماً تلاش می‌کند تا دیگران را برای کاوش عمیق‌تر در ملیله‌های غنی تاریخ ترغیب کند.وبلاگ جرمی کروز به عنوان شاهدی بر تعهد تزلزل ناپذیر او برای قابل دسترسی، جذاب و مرتبط کردن تاریخ در دنیای پرشتاب امروز است. او با توانایی عجیب خود در انتقال خوانندگان به قلب لحظات تاریخی، همچنان به پرورش عشق به گذشته در بین علاقه مندان به تاریخ، معلمان و دانش آموزان مشتاق آنها ادامه می دهد.