طبقات اجتماعی در قرون وسطی

طبقات اجتماعی در قرون وسطی
David Meyer

قرون وسطی در اروپا دوره از سقوط امپراتوری روم غربی در قرن پنجم تا بیداری مجدد تجربه شده در رنسانس است، که برخی از محققان به ما می گویند که در قرن 14 و برخی دیگر در قرن 15 و 16 بوده است. .

از نظر فرهنگ، هنر و علم، این دوره راکد توصیف می‌شود و قسمت اولیه آن، که کمی از آن ثبت شده است، به عنوان قرون تاریک یاد می‌شود.

جامعه در قرون وسطی یکی از طبقات اجتماعی کاملاً مشخص بود. طبقه بالا متشکل از سطوح مختلف سلطنتی، روحانیون و اشراف بود، در حالی که افراد حرفه ای، بازرگانان و سربازان طبقه متوسط ​​و دهقانان و رعیت ها را طبقه پایین تشکیل می دادند.

قرون وسطی دوره فئودالیسم بود که در آن ساختار اجتماعی نقش هر یک از اعضای جامعه را مشخص می کرد. آنهایی که در بالا بودند مالک تمام زمین بودند و همه زیر دستانشان رعیت نامیده می شدند، که در ازای وفاداری و کارشان اجازه داشتند در زمین زندگی کنند.

حتی اشراف هم بودند. دست نشاندگان پادشاه، زمینی به عنوان هدیه یا "فیف" داده می شود. این یک مطالعه جذاب است، پس ادامه دهید.

فهرست محتوا

    تولد طبقات اجتماعی در قرون وسطی

    پس از فروپاشی از امپراتوری روم در سال 476 پس از میلاد (میلادی مخفف Common Era و معادل پس از میلاد است)، اروپا آنطور که ما امروز می شناسیم نبود.

    منطقه ای که ما به عنوان اروپای غربی می شناسیم از خود تشکیل نشده بود.حاکم بر کشورها بود اما تحت کنترل کلیسای کاتولیک بود. خاندان سلطنتی و رهبران تحت الحمایه کلیسا بودند و قدرت آنها عمدتاً به وفاداری آنها به کلیسا و حمایت از آن بستگی داشت.

    طبقه بالا در قرون وسطی

    پادشاه قرون وسطی با ملکه و شوالیه هایش در نگهبانی

    طبقه بالا در قرون وسطی شامل چهار طبقه بود:

    • سلطنت ، به عنوان پادشاه، ملکه، شاهزادگان و شاهزاده خانم ها
    • روحانیت، اگرچه به نوعی جدا از جامعه در نظر گرفته می شوند، اما نفوذ زیادی از طریق کلیسا داشتند.
    • اشراف، متشکل از اربابان، دوک ها، کنت ها و سربازان، که واسال های پادشاه بودند
    • شوالیه ها پایین ترین سطح محسوب می شدند. از اشراف، و حداقل در اوایل قرون وسطی، آنها صاحب زمین نبودند.

    سلطنت و نقش آن در جامعه قرون وسطی

    پادشاه در قرون وسطی اروپا لزوماً در این نقش متولد نشده بود، اما ممکن است به دلیل قدرت نظامی، مالکیت زمین های بزرگ و قدرت سیاسی، توسط کلیسا از صفوف اشراف منصوب شده باشد. قوانین جانشینی پس از آن سلطنت را در خانواده سلطنتی حفظ می کند.

    پادشاه مالک تمام سرزمین پادشاهی بود و قدرت نامحدودی بر زمین و همه مردم آن داشت. با آن قدرت، مسئولیت رفاه کشور، محافظت در برابر حملات خارجی و صلح به وجود آمدو ثبات در بین مردم

    همچنین ببینید: 17 نماد برتر فیض و معانی آنها

    بسیاری از پادشاهان، در واقع، فرمانروایان خیرخواه و سران بسیار محبوب دولت بودند، در حالی که برخی دیگر به طرز بدی شکست خوردند و توسط رقبای سیاسی از سلطنت خلع شدند.

    نقش ملکه بود. به ندرت سیاسی او موظف بود وارثان تاج و تخت، حفظ روابط نزدیک با کلیسا، انجام وظایف محول شده از سوی پادشاه و مراقبت از اداره کارآمد خانواده سلطنتی را داشته باشد.

    برخی از ملکه های قرون وسطی و همچنین کسانی که مشاوران بسیار تأثیرگذار شاه بودند، به تنهایی حکومت می کردند، اما به طور کلی اینطور نبود.

    لقب شاهزاده به فرمانروایان مناطق کم اهمیت تر و همچنین به پسران پادشاه داده شد. بزرگتر که وارث تاج و تخت بود، از کودکی آموزش و پرورش دید تا او را برای زمانی که نقش پادشاه را برعهده بگیرد آماده کند.

    آموزش نظامی و همچنین تحصیلات آکادمیک در اولویت خواهند بود. در بزرگسالی، به شاهزاده وظایف سلطنتی داده می شد تا انجام دهد و غالباً منطقه ای از کشور به نمایندگی از پادشاه بر آن حکومت می کرد. انجام وظایف ملکه به جای پادشاه، مگر اینکه وارثان مردی برای تاج و تخت وجود نداشته باشند. در این صورت، آنها به اندازه یک شاهزاده آموزش می دیدند.

    روحانیت و نقش آنها در جامعه در قرون وسطی

    همانطور که ذکر شد، کلیسا تبدیل شدهیئت حاکمه غالب پس از فروپاشی امپراتوری روم. در شکل دادن به سیاست ها و رفتار پادشاهان و هر یک از اعضای جامعه زیر آنها تأثیرگذار بود.

    بخش‌های وسیعی از زمین توسط حاکمانی که به دنبال حمایت و وفاداری از کلیسا بودند به کلیسا اهدا شد. طبقات بالای روحانیت کاتولیک زندگی اشرافی داشتند و به عنوان یک نجیب تلقی می شدند.

    ثروت و نفوذ کلیسا باعث شد که بسیاری از خانواده های نجیب حداقل یکی از اعضای خانواده را به خدمت کلیسا بفرستند. در نتیجه، منافع شخصی سکولار در برخی از محافل مذهبی و اغلب درگیری بین نهادهای سکولار و مذهبی وجود داشت که به دنبال تأثیرگذاری بر دربار سلطنتی بودند.

    رفتار اجتماعی در هر سطحی، از جمله دهقانان و رعیت‌ها، به شدت تحت تأثیر انضباط و مجازات‌های صادر شده توسط مقامات مذهبی بود. مذهب عامل اصلی آموزش و همچنین هنر و فرهنگ آن زمان بود. به این دلیل ذکر شده است که قرون وسطی رشد بسیار کمی در این جنبه های فرهنگ داشته است. پادشاه. به عنوان دست نشاندگان سلطنت، شاه به نجیب زادگان زمینی اعطا می کرد که به عنوان فیف شناخته می شد، که در آن زندگی می کردند، کشاورزی می کردند و برای انجام تمام کار رعیت را استخدام می کردند.

    در ازای این لطف، با شاه بیعت کردند،در زمان جنگ از او حمایت کرد و به طور مؤثر اداره کشور را اداره کرد.

    برخورداری از ثروت فراوان، زندگی در قلعه‌های عظیم در املاک بزرگ، گذراندن وقت برای شکار، سواری با سگ‌های شکاری و سرگرمی مجلل یکی از جنبه‌های زندگی یک نجیب‌زاده بود.

    طرف دیگر زندگی آنها کمتر پر زرق و برق بود - مدیریت عملیات کشاورزی، برخورد، مراقبت و محافظت از دهقانانی که در املاک آنها زندگی می کردند، و رفتن به جنگ برای دفاع از پادشاه و کشور خود در صورت فراخوان برای انجام این کار.

    لقب ارباب، دوک یا هر چیزی که توسط پادشاه به آنها اعطا می شد موروثی بود و از پدر به پسر منتقل می شد. بسیاری از القاب نجیب آن زمان هنوز هم وجود دارند، اگرچه بسیاری از وظایف و امتیازات مرتبط با این عنوان دیگر اعمال نمی شود.

    شوالیه ها بخشی از طبقه بالا شدند

    در حالی که در اوایل قرون وسطی، هر سرباز سوار بر اسب را می توان یک شوالیه در نظر گرفت، آنها برای اولین بار به عنوان اعضای طبقه بالا ظاهر شدند زمانی که شارلمانی از سربازان سواره استفاده کرد. در لشکرکشی های خود و با اعطای زمین به آنها در سرزمین های فتح شده، سهم ارزشمند آنها را در موفقیت خود پاداش داد.

    بسیاری از نجیب زاده ها شوالیه شدند، با ثروتشان برای خرید بهترین اسب ها، زره ها و سلاح ها استفاده می شد.

    درگیری زیادی بین شوالیه ها و کلیسا وجود داشت. آنها آنها را ابزار شیطان می دیدند که غارت می کنند.غارت، و ویران کردن جمعیتی که آنها را تسخیر کرده بودند، و همچنین به چالش کشیدن قدرت ها و نفوذ کلیسا.

    در اواخر قرون وسطی، شوالیه ها چیزی بیش از سربازان سواره شده بودند و با قوانین جوانمردی اداره می شدند. از نظر مد، زرق و برق و جایگاه در خط مقدم جامعه بودند. در اواخر قرون وسطی، روش‌های جدید جنگ، شوالیه‌های سنتی را منسوخ می‌کرد، اما آنها از طریق وراثت، به‌عنوان نجیب‌زادگان مالک زمین و اعضای نخبگان ادامه یافتند.

    طبقه متوسط ​​در قرون وسطی

    طبقه متوسط ​​در اروپا در اوایل قرون وسطی بخش کوچکی از جمعیت بود که دیگر زمین کار نمی کرد، اما بخشی از طبقه بالا نبود. طبقه، چون ثروت اندکی داشتند و مالک زمین در هر مقیاسی نبودند. تاجران، بازرگانان و صنعتگران با تحصیلات کمی این طبقه متوسط ​​را تشکیل می دادند.

    طبقه متوسط ​​پس از مرگ سیاه در اواسط قرن چهاردهم به شدت ظهور کرد. این طاعون وحشتناک بوبونیک نیمی از جمعیت اروپا را در آن زمان کشت. این بیماری تا سال 1665 به صورت دوره ای به عنوان یک بیماری شهری ظاهر می شد.

    این امر به نفع ظهور طبقه متوسط ​​بود زیرا تقاضا برای زمین را کاهش داد، در حالی که نیروی کار در دسترس برای کار در آن زمین را کاهش داد. دستمزدها افزایش یافت و نفوذ کلیسا کاهش یافت. در همان زمان، اختراعاتی مانند چاپخانه باعث شد کتاب در دسترس باشد و آموزش رونق بگیرد.

    فئودالسیستم شکسته شد و طبقه متوسط ​​متشکل از بازرگانان، بازرگانان، پزشکان و افراد حرفه ای به بزرگترین و فعال ترین بخش جامعه تبدیل شد.

    طبقه پایین در قرون وسطی

    در حالی که طبقه بالا در جامعه اروپایی کنترل کامل زمین را در اختیار داشت و سیستم فئودالی مستحکم بود، اکثر مردم به زندگی محکوم شدند. فقر نسبی.

    رعیت نمی توانستند زمین داشته باشند و به عمارتی که در آن زندگی می کردند مقید بودند و نیمی از روز خود را در کارهای پست و به عنوان کارگر در ازای خانه و محافظت در برابر حمله کار می کردند.

    همچنین ببینید: چه کسی شورت را اختراع کرد؟ یک تاریخچه کامل

    دهقانان در اندکی وضعیت بهتری داشتند، زیرا آنها صاحب یک قطعه زمین کوچک برای زراعت بودند، و برخی از آنها به عنوان پیشه وران در حالی که به ارباب خود مالیات می دادند، کار می کردند. برخی دیگر موظف به کار در زمین عمارت بودند که در ازای آن مزد دریافت می کردند. از این مقدار ناچیز، آنها مجبور بودند بخشی را به کلیسا بدهند و مالیات بپردازند.

    در حالی که درست است که طبقات پایین توسط زمینداران مورد استثمار قرار می گرفتند، اما این نیز پذیرفته شده است که بسیاری از اربابان عمارت خیرخواه بودند. و تأمین کنندگان، و دهقانان و رعیت ها، در عین حال که فقیر بودند، زندگی امنی داشتند و آنها را سخت نمی دانستند.

    در پایان

    سیستم فئودالی جامعه را در قرون وسطی مشخص می کرد و نتیجه فروپاشی امپراتوری روم بود. در حالی که مورخان اوایل این دوره را دوره نامیده اندعصر تاریک، عقیده کنونی این است که جامعه‌ای پویا ایجاد کرد که هزار سال کار کرد.

    اگرچه ممکن بود هنر، ادبیات و علم زیادی تولید نکرده باشد، اروپا را برای رنسانس آینده آماده کرد.

    منابع

    • //www.thefinertimes.com/social-classes-in-the-middle-ages
    • //riseofthemiddleclass .weebly.com/the-middle-ages.html
    • //www.quora.com/در-جامعه- قرون وسطی-چگونه-طبقه-متوسط-در-مطابق-آمد
    • //en.wikipedia.org/wiki/دوران_میانه



    David Meyer
    David Meyer
    جرمی کروز، یک مورخ و مربی پرشور، ذهن خلاقی است که در پس وبلاگ جذاب برای دوستداران تاریخ، معلمان و دانش آموزان آنها قرار دارد. جرمی با عشقی عمیق به گذشته و تعهدی تزلزل ناپذیر به گسترش دانش تاریخی، خود را به عنوان منبع قابل اعتماد اطلاعات و الهام معرفی کرده است.سفر جرمی به دنیای تاریخ در دوران کودکی او آغاز شد، زیرا او مشتاقانه هر کتاب تاریخی را که به دستش می رسید می خورد. او که مجذوب داستان های تمدن های باستانی، لحظات مهم در زمان، و افرادی بود که دنیای ما را شکل دادند، از همان دوران کودکی می دانست که می خواهد این اشتیاق را با دیگران به اشتراک بگذارد.جرمی پس از اتمام تحصیلات رسمی خود در تاریخ، شغل معلمی را آغاز کرد که بیش از یک دهه طول کشید. تعهد او به پرورش عشق به تاریخ در میان شاگردانش تزلزل ناپذیر بود، و او پیوسته به دنبال راه‌های نوآورانه برای درگیر کردن و مجذوب کردن ذهن‌های جوان بود. او با شناخت پتانسیل فناوری به عنوان یک ابزار آموزشی قدرتمند، توجه خود را به حوزه دیجیتال معطوف کرد و وبلاگ تاریخ تأثیرگذار خود را ایجاد کرد.وبلاگ جرمی گواهی بر تعهد او برای قابل دسترسی و جذاب کردن تاریخ برای همه است. او از طریق نوشتن شیوا، تحقیقات دقیق و داستان سرایی پر جنب و جوش خود، به وقایع گذشته روح می بخشد و به خوانندگان این امکان را می دهد تا احساس کنند که گویی شاهد وقوع تاریخ هستند.چشم هایشان. خواه این یک حکایت نادر شناخته شده باشد، چه تحلیلی عمیق از یک رویداد تاریخی مهم، یا کاوشی در زندگی شخصیت های تاثیرگذار، روایت های گیرا او طرفداران اختصاصی را به خود جلب کرده است.جرمی فراتر از وبلاگ خود، همچنین به طور فعال در تلاش‌های مختلف حفاظت از تاریخی مشارکت دارد و با موزه‌ها و جوامع تاریخی محلی همکاری نزدیک دارد تا اطمینان حاصل شود که داستان‌های گذشته ما برای نسل‌های آینده محافظت می‌شود. او که به خاطر سخنرانی‌های پویا و کارگاه‌های آموزشی برای سایر معلمان شناخته می‌شود، دائماً تلاش می‌کند تا دیگران را برای کاوش عمیق‌تر در ملیله‌های غنی تاریخ ترغیب کند.وبلاگ جرمی کروز به عنوان شاهدی بر تعهد تزلزل ناپذیر او برای قابل دسترسی، جذاب و مرتبط کردن تاریخ در دنیای پرشتاب امروز است. او با توانایی عجیب خود در انتقال خوانندگان به قلب لحظات تاریخی، همچنان به پرورش عشق به گذشته در بین علاقه مندان به تاریخ، معلمان و دانش آموزان مشتاق آنها ادامه می دهد.